کتاب گزارش یک مرگ

اثر گابریل گارسیا مارکز از انتشارات مرکز - مترجم: لیلی گلستان-ادبیات آرژانتین

کتاب حاضر، چندان‌که از نامش پیداست گزارش یک مرگ است! یا به عبارتی، گزارش قتل جوانی سرمایه‌دار و دورگه به نام «سانتیاگو». اما نکته این است که این کتاب نه یک کتاب پلیسی و کارگاهی به‌حساب می‌آید و نه حتی روند داستان به‌گونه‌ای است که بخواهد کنجکاوی مخاطب را در مورد چگونگی وقوع قتل برانگیزد، چراکه تقریبا روایت داستان روندی معکوس دارد و در همان آغاز تقریبا ما متوجه می‌شویم که چه اتفاقی رخ داده؛ اما درعین‌حال نویسنده با رفت و برگشتی متناوب بین گذشته و حال، و روایت ظریف و دقیق ماجرا از زبان اهالی دهکده، ما را دچار حیرتی عمیق و درعین‌حال باورپذیر می‌کند؛ چراکه طی داستان ما متوجه می‌شویم که گویا هرگز مرگ این‌چنین خود را از پیش اعلام نکرده بود.


خرید کتاب گزارش یک مرگ
جستجوی کتاب گزارش یک مرگ در گودریدز

معرفی کتاب گزارش یک مرگ از نگاه کاربران
@ دوشنبه قرمز @ مارکزین یک رمان کوتاه اما خیره کننده با زبان / داستان خود است. همه iåÿleneceäÿ bildiäÿ اما mã¼dahale در bulunmadä ± آیا ± یک قتل می رود yollarä ± دوغ ± NTA ± LA ± åÿekil انتقال مارکز اسلا ± N kã¼ltã¼rel اجتماعی جامعه را می سازد ± SA ± نار ± N، چگونه ± من انجام میدم aã§ä قتل های ناموسی legalleåÿtirdiäÿ KA ± قتل های گذشته، سال هایی است که در همان روز زندگی کرده ایم. INSANA ± N از همه اقشار جامعه باید قتل های ناموسی به دلایل اقتصادی، به دلایل مذهبی، اخلاقی @ @ (!) دلایل، kiåÿisel باید / می تواند با دلیل خانوادگی / دلایل که ممکن است meåÿrulaåÿtä ± R دارند normalleåÿtir. این وضعیت تهوع را می توان به دلایل مختلف ثابت کرد. Kitabä ±  ° Ayta خواندن یک dã¼åÿã¼ndã¼äÿã¼m چیزی اگر ما çOk KA Zäune ± ± ± RMA ما دوشنبه، کالباس ± میلی آمپر ± Z ± cumamä Z، peråÿembe از olduäÿ ما است. من به شما می گویم که شما در کشوری زندگی می کنید که هرکدام مسئول قتل زنان است. این رمان باعث شده است که من بتوانم به این سوالات در یک مسیر بزرگتر و بهتر نگاه کنم. این یک ماده حساس است که انسانها باید خودشان را یادآور شوند. من قطعا توصیه خواندن.

مشاهده لینک اصلی
معمولا زمانی که من garsia marquez را می خوانم، ابتدا آن را دوست دارم، اما بعد از آن فقط گرد و غبار و چرخاندن را نگه می دارد و در نهایت مغز من خاموش می شود و من از آن عبور می کنم، اما این بار ساختمان ساختمان و ساختمان را ادامه دادم و با گذشت زمان، قصد داشت منفجر شود فقط یکی از کتابهای پرطرفدار و اسرارآمیز که همیشه در زندگی ام خوانده ام. همچنین خوب بود، چون همیشه درباره مارکز صحبت می کنم که چقدر او کافکا را دوست دارد اما بعدا من آن را در کتاب های او مشاهده نمی کنم؛ این زمان در اطراف آن همه جا بود، همه اینها حساس بودند و هنوز چیز خاصی بود. فقط شگفت انگیز من احساس می کنم که من در نهایت از طریق یک نوع دیوار شکست و در حال حاضر می تواند تمام چیز marquez رسیدگی کند.بنابراین آنها هر دو نگهداشتن او را در مقابل درب با ستون های متناوب و آسان، شناور در حوضچه خیره کننده که آنها در طرف دیگر از ترس یافت .

مشاهده لینک اصلی
من باید با اعتراف به این که چگونه کلمات مغربی اغلب با من سر و کار داشتند، شروع کردم، و من برای سبک او ضعیف، تا حدودی غریزی، فریبنده افتادم. در پاییز Patriarch او در سفر رضایت بخش و ناخوشایندی که من به طور مخفیانه به من سؤال کرد، عقلش را به من داد. بنابراین من انتظار داشتم که بخشی غریبانه و سبک خیره کننده ای که باعث می شود این کار کوتاه احساس متفاوت شود، تقریبا به طوری که با یک ماورکوز دیگر نوشته شده باشد، شاید بیشتر از ماورکوز باشد، اما قطعا همان کسی نیست که نوشت یک صد سال تنهایی. به طرز عجیبی، این کتاب بیشتر از دیگران است. او یک دوست داشت که به قتل رسیده بود زیرا او ظاهرا @ زن را تخلیه کرده بود (اندیشه های زیادی از طریق سر من با عجیب و غریب این اتفاق می افتد، اما من بر روی غرایب انسانی قرار ندارم). از آنجا که قربانیان مادر یک دوست نزدیک بود، مادر میرقصمی نمی خواست او را از مهارت های روزنامه نگاری او استفاده کند و نگارش روایت یا گزارش تحقیقی را انجام دهد. در نهایت، او تصمیم گرفت تا از طریق این اثر داستان، غم و اندوه خود را بررسی کند. من نمی توانم به یاد داشته باشم که یک کتاب بخواند که در اولین پاراگراف، نویسنده به من می گوید شخصیت کشته شده است و هنوز هنوز تنش وجود دارد که بقیه صحنه را به من هدایت کند. با ساختار پیچیده و دایره ای داستان، یکی به شیوه ای به نام سانتیاگو ناصر مرده، یک قاتل در قاتلان او معرفی می شود، یکی با داماد عجیب و غریب، Bayardo San Roman (Spoiler) (که به نظر می رسد واقعا نیست پس از همه چیز اسرار آمیز، شاید تنها یک بیگانه برای عشق) ((پنهان کردن اسپویلر)] اما هرگز واقعا آنجلا Vicario، زن در مرکز آن همه درک می کند. او تنها وقت لازم برای گفتن نام را گرفت. او آن را در سایه ها جستجو کرد، او در بینظیر در میان بسیاری از بسیاری از نام ها به راحتی اشتباه از این جهان و دیگر، آن را در بر داشت، و او آن را به دشت با آن هدف به خوبی هدف، مانند پروانه با هیچ اراده که جمله همیشه نوشته شده است\nمطمئنا، رمز و راز هرگز واقعا حل نمی شود، زیرا در زندگی واقعی همیشه شک و تردید وجود دارد. اما مانور قصه گویی چیزی است که همیشه می تواند در یک رمان مارشکس تکیه کند. من از خواندن این داستان لذت بردم که زمان و مکان را مدیریت می کند، در آن صورت شخصیت ها به گونه ای شبیه سازی شده است که سال ها در عرض دو تا پنج صفحه لغزش می شود و من آنقدر تحسین می کنم که متوجه نمی شوم این شخصیت ها تا چه حد تغییر کرده اند. با این وجود بسیاری از مردم از این موضوع ناراحت هستند؛ زیرا بسیاری از مردم احساس خجالت می کنند؛ هر شخصیت به نظر می رسد قربانی نوعی انطباق است که خفه می شود و قصابی ها و به خوبی به شر تبدیل می شود. همانطور که در بسیاری از رمان های او، ماورکوز راه های یک کل جامعه، یک فرهنگ، یک کشور را بررسی می کند؛ او شایعاتی را بیان می کند که در شیوه های مشترک تفکر قرار می گیرند و داستان به نظر نمی رسد نه تنها به دنبال پاسخ برای جرم و جنایت است، بلکه پاسخ هایی را به سوء تفاهمی که اجازه می دهد قتل بدون کسی که دارای صلاحیت باشد به اندازه کافی بگوید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گزارش یک مرگ


 کتاب قهرمانان و گورها
 کتاب گزارش یک مرگ
 کتاب جنایات نامحسوس
 کتاب بازی بی گناهان
 کتاب پاییز پدرسالار
 کتاب صد سال تنهایی