کتاب گزارش یک مرگ

اثر گابریل گارسیا مارکز از انتشارات مرکز - مترجم: لیلی گلستان-ادبیات آرژانتین

کتاب حاضر، چندان‌که از نامش پیداست گزارش یک مرگ است! یا به عبارتی، گزارش قتل جوانی سرمایه‌دار و دورگه به نام «سانتیاگو». اما نکته این است که این کتاب نه یک کتاب پلیسی و کارگاهی به‌حساب می‌آید و نه حتی روند داستان به‌گونه‌ای است که بخواهد کنجکاوی مخاطب را در مورد چگونگی وقوع قتل برانگیزد، چراکه تقریبا روایت داستان روندی معکوس دارد و در همان آغاز تقریبا ما متوجه می‌شویم که چه اتفاقی رخ داده؛ اما درعین‌حال نویسنده با رفت و برگشتی متناوب بین گذشته و حال، و روایت ظریف و دقیق ماجرا از زبان اهالی دهکده، ما را دچار حیرتی عمیق و درعین‌حال باورپذیر می‌کند؛ چراکه طی داستان ما متوجه می‌شویم که گویا هرگز مرگ این‌چنین خود را از پیش اعلام نکرده بود.


خرید کتاب گزارش یک مرگ
جستجوی کتاب گزارش یک مرگ در گودریدز

معرفی کتاب گزارش یک مرگ از نگاه کاربران
در روزی که آنها را به قتل رساندند، سانتیاگو نزار در ساعت 5:30 صبح صعود کرد تا منتظر قایق باشد که اسقف آمد. تصور کنید روستای جدا شده کلمبیایی که ساکنان آن با یک ذهنیت پیشقدم شده. تصور کنید یک ازدواج قادر به انقلابی در زندگی کل جمعیت، یک عروس رویایی زیبا و غنی، عروس باکره که به جای بودن نبود، و به همین ترتیب به خانه پدربزرگ آسیب دیده که . این کت و شلوار است که به عنوان نقطه شروع برای گابریل GarcÃa مارکز به shuffle و دوباره دادن، ایجاد یک پازل اره منبت کاری اره مویی که قطعات خود را با سرعت خود حرکت می کند. در یک روستا که در آن افتخار بود ارزش عالی ، هنگامی که از دست داد، تنها خون علت خلع سلاح می تواند شأن خانواده را بازگرداند. Sequians عدالت، برادران به طور کامل مجهز به چاقو به چربی خوک، اعلام کرد به شدت انتقام به چهار باد است. از اینجا GGM ما را از طریق پیچ و خم اتباع نابهنگام که در حال جمع شدن و پایان دادن به یک نتیجه مرگبار است. کسی که فریاد کشید شنید، که هشدار داده بود که جدی گرفته نشده است که نوشت خوانده نشود. نویسنده دیگری ما را اراده می کرد، فریاد می زد، هشدارهای در نظر گرفته شده، بلیط به طور منظم خوانده شده و مقدمه به پاراگراف اول منطقی نیست. اما این کتاب، یک کتاب مشترک و معمولی است که به آثار گارسا ماورک نرسیده است. و خوشبختانه چنین است. GGM هدیه ای از احساسات را تقویت می کند که بسیار دقیق است ابتدا پایه گذاری رفتارهای ابتدایی را به تصویر می کشد: اولین غفلت و سپس بخشیدن و آمرزش، هرگز از بین رفتن بزرگترین فاجعه، احساس خجالت نکنید. این اولین کاری بود که من از این نویسنده خواندم و به اندازه کافی به من اعتماد بنفس بده که GGM برای همیشه یکی از نویسندگان مورد علاقه من خواهد بود.

مشاهده لینک اصلی
هرگز مرگ پیشتر نبوده است. براساس یک واقعه حقیقت، گابو درگیر این موضوع شده است - داستان درباره اینکه چگونه یک عروس پس از شب عروسیش پس از آنکه شوهرش متوجه شد که او باکره نیست، درگیر است. در مورد سوال کردن، عروس نام شخص مسئول و برادرانش را برای یافتن و نهایتا قتل شخص مورد نظر قرار داد. پشت جلد خلاصه را همانطور که در بالا ذکر شد خوانده است. چگونه می توان یک نویسنده آن را از اینجا گرفت؟ شگفت آور است که زاویه های مختلفی را که گابو می تواند یک داستان را روایت کند، رویکرد روزنامه نگاری سرد و بدون در نظر گرفتن منافع ملموس بشریت و روایت واقع گرایی جادویی که نیازی به معرفی ندارد، شگفت آور است .با توجه به این داستان، تنها چیزی که مشخص شد این است که سانتیاگو ناصر بی گناه است و آنچه که باقی می ماند، دلیل عروس است که نام آن را انجام می دهد. این منجر به سرخوردگی اجتناب ناپذیری از وقایع منجر به مرگ سانتیاگو ناصر شد. در تحلیل بیشتر، به نظر من تنش بین تمایلات غم انگیز مردان و زنان متاثر شده توسط ارتدکسی منجر به وقوع حادثه ای که منجر به مرگ سانتیاگو ناصر شد . دختران این شهر به عنوان مادر بی عاطفه و زنانه مطیع به دنیا می آیند، زیرا مادر عروس آن را به عهده می گیرد: هرکس با آنها رنج می برد، با آنها خوشحال می شود. به طرز جادویی مردان در شهر به علت پیچیدگی ذهن زنان رنج می برند. من می توانم بیشتر توضیح دهم، اما آخرین چیزی که می خواهم انجام دهم این است که آن را تجزیه و تحلیل بیش از حد خراب و اجازه دهید سحر و جادو از کتاب که می گوید که به عنوان شهادت به قابلیت داستان داستان گابو.

مشاهده لینک اصلی
من مجبور بودم این کتاب را برای کارآموزی خود بخوانم و من آنرا 3.5 ستاره داده ام. من واقعا از آن لذت بردم، گرچه بسیار متفاوت از کتابهایی است که معمولا خواندم. نوشتن درگیر بود و آنقدر کوتاه بود که خسته نشدم. من مطمئن نیستم که آیا دوباره آن را با توجه به ماهیت کتاب و قبل از دانستن پایان، بخوانم، اما بعد از ظهر خوشایند خواندن بود.

مشاهده لینک اصلی
آنها من را کشتند، دختر Wene. اولین تجربه من با گابریل GarcÃa مارهکس دقیقا با \"Cem Anos de Solà £ o\" بود. با هر کتاب و یا حتی جمله ای که از آن خواندم، تنها می توانم ببینم که وقتی شاهد آن بودم، آماده خواندن این شاهکار نبودم. من آن را دوست نداشتم، به عشق سورئالیسم آمریکای جنوبی افتادم که بسیار زیبایی را به کارهای این نویسنده چاپ می کند. در آن زمان کسی که با پروفسور نویسنده Goodreads مرا دید، به من گفت، در خصوصی، به من گفت، که تنها می تواند نوشتن poo اگر او 1 ستاره را به شاهکار Gabo اختصاص داد. در آن زمان من این آشکار را آشكار كردم: من خودم را شناسایی نمی كردم، من آن را دوست نداشتم. طبقه بندی یک اثر هنری همیشه مانیفست ادراک و نه تقریب یک حقیقت مطلق است. حقایق مطلق در مورد هنر وجود ندارد، اما حقیقت غیر قابل کنترل وجود دارد. و غیرقابل پیشبینی است که نوبل کلمبیا امتحان تاریخچهی اگزومایو است. بحثهای زیادی در این باره وجود دارد که شبکههای اجتماعی، هدف کیفیت کار / طعم و مزه شخصی خوانندگان است. من این را می گویم: اگر شما می خواهید روح یک کتاب، کیفیت انسانی خود را ارزیابی کنید، به خوانندگان نگاه کنید. چه کسی آن را خواند؟ چه کسی آن را دوست دارد؟ و سپس نتیجه گیری خود را رسم کنید. از آنجا که من کلمه \"poo\" را از بالا استفاده کردم، دوباره آن را فراخوانی خواهم کرد: امروزه بسیاری از نوشته ها نوشته شده است. یک فرقه از @ @ @ @: کلمات گرانبها، گلبرگ، clichà ©، شوخی ساده، تلاش برای ایجاد یک تکانان در انتهای ایده وجود دارد که اکثر اوقات من را تشویق می کند؟ چین و چروک پیشانی. چه جهنم ... محتوا کجاست؟ داستانپردازان کجا هستند؟ به نظر من، به نظر من، جایی که آنها می روند: او گوش می دهد. پشت درها، در گوشه ها، در کوچه ها. این نوع سیگار در دهان شما در دو جدول از شما، در صبحانه است. تظاهر به خواندن روزنامه در حالی که شما با همسایه در ایستگاه اتوبوس صحبت می کنید. از طریق پنجره مترو به هنگام صحبت در تلفن صحبت می کنید. این بچه ای است که شما به عنوان استدلال می کنید، در خانه و پنجره های باز، مطمئن باشید که هیچ کس شما را نمی شنود. و سپس آن را برای خود ذخیره کنید، یا برای یک قلم و پشت یک مهره برای اشاره آن را اجرا کنید. او کسی است که از دستگاه عکاسی یا قلمرو خارج می شود و یا کلمات خود را با سرعت به آنها واگذار می کند، تا نتواند خرج کردن روح صحبت شده شما را از دست بدهد. از آنچه که با طبیعت به شما می آید، و گابریل گارسا مورسک یک ناظر متولد است. گفتگوها ناراحت هستند، آنها قابل لمس هستند. آنها در میان خنده های خنده دار شخصیت ها، لب های ترک خورده، دندان های شکستهشان، سینوس ها و سرماخوردگی هایشان، به ما می آیند. انسان یک عصاره نفس گیر است و او فقط نیاز به نیمی از ده صفحه دارد تا یک داستان را قبل از سقوط به یک داستان بچرخاند. کرونیکل یک مرگ اعلام شده در نسخه 107 صفحه است یکی که من آن را خواندم و از یک ثروت ادبی غیرقابل انکار (یک حقیقت غیر قابل انکار) است. سانتیاگو ناصر محکوم است، همه می دانند. اما انگیزه های انسانی، ضعف های آنها، اعتقادات شخصی آنها وجود دارد، آنها اکنون حاضر به کشتن پسر هستند. \"اما آیا تا به حال؟\" و دانش گسترده خود را از جوهر مردم که او و گذشته است که هم کمون. نیروی سنت، که در شرایط خاص ما را تقویت می کند و در دیگران ما را تسخیر می کند، قاتل است که نمی خواهد کشتن کند اما آن را متعهد می داند، افرادی که دلایل را درک می کنند و هنوز بنابراین من به گل ها می روم. من بیابان می مانم (من الان از الگارو آمده ام) تا آن را بخوانم. \"عشق در تایمز از وبا\" و در حال حاضر این معجزه فوق العاده من را در هشدار برای آنچه که من از دست داده است. من امیدوارم که با شدت بیشتری به عنوان من انجام گیرند. A 5 ***** در ریاضی مطلق از این تعداد بی نهایت.

مشاهده لینک اصلی
من این شاهکار کوتاه را چندین ساله خواندم، اما به تازگی در ذهنم، مثل یک رویای فراموششده، دوباره به هم ریختم. این یک نمایش دراماتیک قتل پیشبینی شده است، که در سبک رئالیسم جادویی نوشته شده است که رماننویس کلمبیایی، مارکز، لئونیزه شده است. من واقعا باید دوباره آن را بخوانم تا دوباره خودم را با تعالی شادابانه خود آشنا کنم (Ditto، Don Quixote و بسیاری دیگر رمان های نوشته شده که در حال حاضر به حیاط خلوت ذهن من متصل هستند).

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب گزارش یک مرگ


 کتاب آگراندیسمان
 کتاب بهترین داستانهای کوتاه گابریل گارسیا مارکز
 کتاب گفتگو با بورخس
 کتاب عشق سالهای وبا
 کتاب شب مینا
 کتاب بازی بی گناهان